تشبیه ۱
✍ تشبیه
✍ تشبیه ادعای همانندی میان دو یا چند چیز است
✍ مثال:
✍ دانا، چو طبلهی عطار است، خاموش و هنر نمای
«گلستان سعدی»
✍ سعدی دو ویژگی انسان دانا را در خورِ توجه میداند و این دو ویژگی «خاموشی و هنر نمایی» است.
✍ طلبهی عطار که هرگز صدایی از او شنیده نمیشود " خاموش " و شغلش که همان عطاری ، درمان دردها و خوشبو کردن مشامها است " هنر نمای " است.
✍ بنابراین سعدی میان انسان دانا و طلبهی عطار ادعای همانندی میکند . این ادعای همانندی را « تشبیه » میگویند.
✍ مشَبَه ، مُشَبَهٌبِه ، ادات تشبیه ، وجه شبه ، پایههای تشبیهاند.
✍ ادات تشبیه : واژهای که نشان دهندهی پیوند شباهت است. این واژه میتواند حرف ، فعل و ... باشد.
✍ وجه شبه : ویژگی یا ویژگیهای مشترک میان مُشبه و مَشبهٌبِه است . وجه شبه باید در مشبهٌ بِه بارزتر و مشخصتر باشد.
✍ مشبه و مشبهٌبه ، طرفین تشبیه نام دارند و در تمام تشبیهات حضور دارند اما ادات و وجه شبه میتوانند حذف شوند.
✍ برای درک یک تشبیه باید به سراغ مشبهٌبه ، رفت که مهمترین پایهی تشبیه است زیرا وجه شبه ، از آن استنباط میشود.
✍ هدف از تشبیه ، توصیف ، اغراق و.... مادی کردن حالات است.
✍ راز زیبایی تشبیه در این است که ذهن را با شگفتی ، درنگ و تلاش همراه میسازد و این تلاش منشاء لذت هنری است.
✍ بلم آرام چون قویی سبکبار
به نرمی بر سر کارون همیرفت
✍«فریدون توللی»
✍ قایقی را مجسم کنید که به آرامی بر روی رودی روان است.
✍ اگر بخواهیم برای این قایق همانندی خیالی پیدا کنیم که " ارام رفتن " را به بهترین نحو نشان دهد چیزهای زیادی ممکن است به خاطرمان برسد
✍ اما شاعر از مجموعهی آنها "قو" را انتخاب میکند که یکی از آشکارترین صفات این پرندهی زیبا ،آرام شنا کردن و آرامش او بر سطح اب است.
✍" شباهت " پیوندی است که شاعر میانِ "بلم " و " قو " ایجاد میکند و این پیوند را با واژهی" چون" نشان میدهد.
✍ در این تصویرِ خیالی ، بَلم را " مُشَبَه " میگوییم زیرا " قو" به آن تشبیه شده است.
✍ "قو" را " مُشَبَهٌبِه " میگوییم زیرا " بَلم " به آن تشبیه شده است.
✍ " آرام رفتن " بر روی آب ویژگی مشترکِ مُشبَّه و مُشبَّهٌبِه است.
✍ بنابراین آرام رفتن بر روی آب " وجه تشبیه " نام دارد.
✍ و واژهی " چون " که پیوند شباهت را میان مشبَه و مشبَهٌبِه نشان می دهد " ادات تشبیه " نام دارد.
✍ هنگام صبح است . روز بالا میآید و شب تا شبانگاهی دیگر با زمین وداع میکند.
✍ شاعر برای توصیف آمدن روز و رفتن شب چنین میسراید:
✍روز چو شمعی به شب ، زود رو و سرفراز
شب چو چراغی به صبح کاسته و نیمتاب
✍ در مصراع اول ، روز به شمعی روشن در شب مانند شده ، شمعی که هرلحظه میسوزد و برافروخته میشود و اطراف خود را روشن میکندو شعلهاش سر به سوی آسمان دارد.
✍ به همین خاطر شاعر آن را " زود رو " و " سرفراز " میگوید.
✍روز نیز هنگام دمیدن چنین است. سریع بالا میآید و پرتوهای خورشیدش سر به سوی آسمان دارند.
✍ در مصراع دوم شب به چراغی تشبیه شده که در روز میسوزد همانطور که میدانید نور چراغ در روز بسیار کمتر از شب دیده میشود و به تعبیر شاعر " کاسته و نیمتاب " است.
✍ چون شب به هنگام سپیده دَم توانی ندارد ، از نظرِ شاعر بهترین چیزی که میتواند حالت آن لحظه را برای مخاطب بیان کند چراغی روشن در روز است .
✍ شب " مشبه " چراغ " مشبهٌ به " چو " ادات تشبیه " و کاسته و نیمتاب " وجه شبه " است.
✍ اگر سادهتر به این درس نگاه کنیم میبینیم که روزانه برای بیان احساسات خود به مخاطب بارها و بارها از جملاتی استفاده میکنیم که اکثر موارد ذکر شده، در آن جملات بکار گرفته شده است بدون اینکه خودمان بدانیم.
✍ با کمی دقت در کاربرد کلمات و واژهها هنگام توصیف حالت خود یا دیگران و یا توصیف طبیعت به راحتی میتوان کلماتی را که نشاندهندهی " تشبیه "، "مشبه " ، " مشبهٌبه " ، "ادات تشبیه " و "وجه شبه " است را بیابیم.
✍تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمیآید
روا داری که من بلبل ، چو بوتیمار بنشینم
✍ «سعدی»
✍منابع پس از اتمام دروس به اطلاع رسانده می شود
به نقل از کانال تلگرامی علوم فنون ادبی
علیرضارضائی 1349 قزوین